تبليغاتX

ستاره های سربی
هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق ثبت است در جریده عالم دوام ما

به قلمه:صبا جون جونی

روانشناسی رنگ ها

قرمز

با نمك و دوستداشتني، مشكل پسند اما هميشه عاشق.......و اينطور بنظر ميرسد كه مورد محبت نيز باشيد. با روحيه و بشاش اما در همان زمان ميتوانيد بد اخلاق هم شويد.
قادريد با مردم بسيار خوب و با ملاطفت برخورد كنيد و اين همان عشقي است كه ميتواند در راهي كه در پيش داريد همراهتان باشد.
آدمهايي را كه راحت صحبت ميكنند دوست داريد اين آدمها باعث ميشوند احساس راحتي بيشتري داشته باشيد
0

---------------------------------------------------
 
شيري
اهل رقابت و بازي دوست. دوست ندارد ببازد ولي هميشه بشاش است.
شما قابل اعتماد و امين هستيد و خيلي علاقه داريد وقت خود را بيرون بگذرانيد، با دقت عشقتان را انتخاب ميكنيد و بسادگي عاشق نمي شويد اما وقتي او را يافتيد تا مدتهاي طولاني دوستش خواهيد داشت.

---------------------------------------------------


نيلي
شما بيشتر متوجه نگاهتان هستيد و استانداردهاي بالائي در انتخاب عشق داريد. هر راه حلي را با دقت و تفكر انتخاب مي كنيد و بسيار بندرت مرتكب اشتباه احمقانه ميشويد. دوست داريد رهبر باشيد و به راحتي مي توانيد دوستان جديد پيدا كنيد.

---------------------------------------------------


خاكستري
جذاب و فعال هستيد، شما هرگز احساستان را پنهان نمي كنيد و هر آنچه را كه درونتان است آشكار مي سازيد. اما ضمنا ميتوانيد خودخواه هم باشيد. مي خواهيد مورد توجه باشيد و نمي خواهيد بطور نا برابر با شما برخورد شود. ميتوانيد روز مردم را روشن كنيد. شما ميدانيد در زمان مناسب چه بگوييد و خوش اخلاق هستيد

---------------------------------------------------


سبز
خيلي خوب با افراد تازه كنار مي آييد. در واقع آدم خجالتي اي نيستي اما گاهي اوقات با كلماتت به عواطف مردم آسيب مي رسانيد. دوست داريد تا مورد توجه و علاقه كسي باشيد كه دوستش داريد ولي اغلب تنهاييد و به انتظار فرد مورد نظرت مي مانيد.

---------------------------------------------------


طلائي
شما ميدانيد چه چيزي درست و چه چيزي نادرست است. آدم بشاشي هستيد و زياد بيرون ميرويد. بسيار سخت ميتواني فرد مورد نظرت را پيدا كني اما وقتي او را يافتي تا ساليان متمادي دوباره عاشق نمي شوي.

---------------------------------------------------


صورتي
شما همواره در تلاشيد تا در هر چيزي بهترين باشيد و دوست داريد به سايرين كمك كنيد. اما بسادگي قانع نمي شوي. داراي افكاري منفي هستيد و در جستجوي عشقي شورانگيز مانند آنچه در قصه هاست هستيد.

---------------------------------------------------


زرد
شما شيرين و بيگناهيد ، مورد اعتماد بسياري از مردم ، و داراي رهبريتي قوي در ارتباطاتتان هستيد. شما خوب تصميم ميگيريد و انتخاب درستي در زمان مناسب مي گيريد. همواره در افكار داشتن روابط عاشقانه بسر مي بريد.

---------------------------------------------------


خرمائي
باهوشيد و ميدانيد چه چيزي درست است. ميخواهيد همه چيز را مطابق ميل خود كنيد كه گاهي ميتواند بدليل عدم توجه به نظر ديگران مشكل ساز باشد. اما در مورد عشق صبور هستيد. وقتي فرد مورد نظرتان را يافتيد برايتان دشوار است فرد بهتري پيدا كنيد.

---------------------------------------------------


نارنجي
در مقابل اعمالتان مسئوليت پذير هستيد، مي دانيد چگونه با مردم رفتار كنيد. همواره اهدافي براي دستيابي به آنها داريد و حقيقتا براي رسيدن به آنها تلاش ميكنيد ، فردي آماده رقابت هستيد. دوستانتان برايت بسيار مهم هستند و قدر آنچه را كه داريد ميدانيد، گاهي اوقات واكنشتان زيادي شديد است و علت آن نيز احساساتي بودنتان است.

---------------------------------------------------


ارغواني
اسرار آميز هستيد، بهيچوجه خودخواه نيستيد ، زود و آسان نظرتان جلب ميشود. روزتان با توجه به خلقتان ميتواند غمگين يا خوش باشد. بين دوستان محبوب هستيد اما ميتوانيد دست به عمل احمقانه اي نيز بزنيد ، بسادگي امور را فراموش ميكنيد. بدنبال شخصي هستيد كه قابل اعتماد باشد.

---------------------------------------------------


ليمويي
آرام هستيد، اما بسادگي عصباني مي شويد. به آساني حسادت مي ورزيد و در مورد چيزهاي كوچك اعتراض ميكنيد، نمي توانيد به يك كار بچسبيد اما داراي شخصيتي هستيد كه اعتماد و علاقه همه را جلب ميكند.

---------------------------------------------------


نقره اي
خيال پرداز و بامزه ايد ، دوست داريد چيز هاي جديد را بيازماييد. علاقه داريد خود سازي كنيد و بسادگي مي آموزيد، براحتي ميتوان با شما صحبت كرد و شما نصايح خوبي ميدهيد. وقتي موضوع دوستي است متوجه ميشويد نمي توان به كسي اعتماد كرد، اما وقتي دوستان واقعي خود را يافتيد تا پايان عمر به آنها اعتماد ميكنيد.

---------------------------------------------------


سياه
شما يك مبارز هستيد و داراي انگيزه ايد. اما تغيير در زندگي را نمي پسنديد. زماني كه تصميمي گرفتيد، روي تصميمتان تا مدتها پاي مي فشاريد. زندگي عشقي شما نيز توام با مبارزه است و مثل همه نيست.

---------------------------------------------------


زيتوني
شما روشن قلب و آدم گرمي هستيد. همراه خوبي براي فاميل و دوستانيد. خشونت را نمي پسنديد و ميدانيد چه چيزي درست است. شما مهربان و بشاش هستيد اما بسادگي به مردم حسادت نورزيد0

---------------------------------------------------


قهوه اي
فعال و ورزشكاريد ، براي ديگران مشكل است كه به شما نزديك شوند. زماني كه متوجه ميشويد نمي توانيد به چيزي كه ميخواهيد دستيابيد ،‌ بسادگي تسليم شده آنرا رها ميكنيد.

---------------------------------------------------


آبي
اتكا به نفس كمي داريد و خيلي ايرادي هستيد. هنرمند هستيد و دوست داريد عاشق شويد ، اما ميگذاريد عشقتان از دستتان برود چون در اين مورد از مغزتان فرمان ميگيريد نه از قلبتان0

---------------------------------------------------


سرمه اي
شما جذابيد و عاشق زندگي خود هستيد ، نسبت به همه چيز داراي احساسي قوي هستيد و خيلي زود گيج ميشويد. زماني كه از دست شخص يا اشخاصي عصباني مي شويد برايتان مشكل است آنها را ببخشيد.

---------------------------------------------------


سفيد
شما آرزو و اهدافي در زندگي داريد زود حسادت مي ورزيد. نسبت به ديگران متفاوت و گاهي اوقات عجيب هستيد اما همه اين حالت شما را دوست دارند.

---------------------------------------------------


كبود
احساسات شما بسادگي و ناگهاني تغيير ميكند اغلب تنها هستيد ، مسافرت را دوست داريد. انسان صادقي هستيد ولي حرف مردم را زود باور ميكنيد. يافتن عشق براي شما سخت است و گمگشته عشق




+ تاریخ دوشنبه 25 شهریور1387زمان 14:59

.........______.................______.................______........


به قلمه:ممل
Image and video hosting by TinyPic" />

تو نميدوني من چي كشيدم

وقتي كه گفتي تو رو نميخوام

باور ندارم كه ديگه نيستي

حالا تو رفتي من اينجا تنهام

يه شوخي بود و يه قصه تلخ

وقتي كه گفتي تو رو نميخوام

خيال ميكردم ، ميخواي بترسم

شايد هنوزم باور نكردم

چشمهاي گريون ؛ دستهاي خسته

دوري چشمهات منوشكسته

رنگ اون چشمهات ؛ چشمهاي سيات

زنجير دلت؛ دستهامو بسته

شايد يه حسود چشممون زده

بگو كي مارو تنهايي ديده ؟

ولي ميدونم تو آسمونها

قصه ما رو يكي شنيده !!

تو باور نكن هركي بهت گفت پيشت ميمونم

باور ندارم كه ديگه نيستي

تا ته دنيا از تو ميخوانم







+ تاریخ یکشنبه 3 شهریور1387زمان 12:12

.........______.................______.................______........


به قلمه:ممل
Image and video hosting by TinyPic

بـرخـیـــزتو ای اسیر شب !

که این آفتاب می گذرد ...

هـوا ،هـوای جـنون است

بـادی نـرم و بارانی ريز و مداوم

زمين خيـس و نمـناک

آميخته به عطر خاک و باران

 قرار مانـدن نـدارم

اصلا قرار نيست كه بمانـم ...

 می دانـم زمانش فـرا خواهـد رسيـد

و آنگـاه آرامـشی ابـديـست

زمين مرا در آغـوش خواهد گرفـت

چنان تـنگ که تـنهايی از پـيکرم رخت بـنـدد

و مـن در آغـوشـش ، آرام بـگیـرم ... 





+ تاریخ پنجشنبه 31 مرداد1387زمان 17:30

.........______.................______.................______........


به قلمه:ممل

تـنگ غروب ، زیر دیـوار


با شفـقی لرزان بر شانه هایـش


تـنهاست و بی پرنده مردی در تـنهایی مانـده ...


ایستاده است در باد و در انتظار تا شب :

چتری از تاریكی برغمهایش بگشایـد


بر سینه اش چه یادگارها نوشته اند


از عـشق، انـدوه، دوری و مـرگ ...

Image and video hosting by TinyPic




+ تاریخ پنجشنبه 31 مرداد1387زمان 17:24

.........______.................______.................______........


به قلمه:ممل
گفتی که می بوسم تو را، گفتم تمنا می کنم

گفتی اگر بیند کسی، گفتم که حاشا می کنم

گفتی ز بخت بد اگر ناگه رقیب آید ز در

گفتم که با افسون گری او را ز سر وا می کنم


گفتی که تلخی های می، گر ناگوار افتد مرا

گفتم که با نوش لبم آن را گوارا می کنم

گفتی چه می بینی بگو، در چشم چون آیینه ام

گفتم که من خود را در او عریان تماشا می کنم


گفتی که از بی طاقتی دل قصد یغما می کند

گفتم که با یغماگران باری مدارا می کنم

گفتی که پیوند تو را با نقد هستی می خرم

گفتم که ارزان تر از این من با تو سودا می کنم


گفتی اگر از کوی خود روزی تو را گویم برو

گفتم که صد سال دگر امروز و فردا می کنم

گفتی اگر از پای خود زنجیر عشقت وا کنم

گفتم ز تو دیوانه تر دانی که پیدا می کنم



+ تاریخ پنجشنبه 31 مرداد1387زمان 17:14

.........______.................______.................______........


به قلمه:صبا جون جونی

یکی بود یکی نبود وقتی خورشید طلوع کرد از پشت پنجره کلبه ای قدیمی،شمع سوخته ای را دید که از عمرش لحظاتی بیش نمانده بود.به او پوزخندی زد و گفت:دیشب تا صبح،خودت را فدای چه کردی؟
شمع گفت:خودم را فدا کردم تا که او در غربت شب غصه نخورد.
خورشید گفت:همان پروانه که با طلوع من تو را رها کرد!
شمع گفت:یک عاشق برای خوشنودی معشوق خود همه کار می کند و برای کار خودهیچ توقعی از او ندارد زیرا که شادی او را شادی خود می داند
خورشید به تمسخر گفت:آهای عاشق فداکار،حالا اگر قرار باشد که دوباره به وجود آیی،دوست داری که چه چیزی شوی؟ شمع به آسمان نگریست و گفت: شمع...دوست دارم دوباره شمع شوم ...
خورشید با تعجب گفت:شمع؟؟
شمع گفت:آری شمع...دوست دارم که شمع شوم تا که دوباره در عشقش بسوزم وشب پروانه را سحر کنم،خورشید خشمگین شد و گفت:چیزی بشو مانند من تا که سالها زندگی کنی،نه این که یک شبه نیست و نابود شوی!
شمع لبخندی زد و گفت:من دیشب در کنار پروانه به عیشی رسیدم که تو در این همه سال زندگیت به آن نرسیدی...من این یک شب را به همه زندگی و عظمت و بزرگی تو نمی دهم.
خورشید گفت:تو که دیشب این همه لذت برده ای پس چرا گریه می کنی؟

شمع با چشمانی گریان گفت:من از برای خودم گریه نمی کنم،اشکم از برای پروانه است که فردا شب در آن همه ظلمت و تاریکی شب چه خواهد کرد و گریست و گریست تا که برای همیشه آرامید




+ تاریخ پنجشنبه 31 مرداد1387زمان 14:19

.........______.................______.................______........


به قلمه:ممل
Image and video hosting by TinyPic



+ تاریخ پنجشنبه 31 مرداد1387زمان 14:2

.........______.................______.................______........


به قلمه:ممل
سكوتم را به باران هديه كردم
تمام زندگي را گريه كردم
 نبودي در فراق شانه‌هايت
 به هر خاكي رسيدم تكيه كردم

 



+ تاریخ پنجشنبه 31 مرداد1387زمان 13:59

.........______.................______.................______........


به قلمه:ممل
Image and video hosting by TinyPic



+ تاریخ پنجشنبه 31 مرداد1387زمان 13:32

.........______.................______.................______........


به قلمه:ممل
 یــــــکنفرهست کــه ازپنجره هــا  نـــــرم و آهسته مـــرا می خواند
 
گــــــــــــرمی لــهجه بــارانـی او تا ابـــــــــدتوی دلــــم می مــاند
 
یـــــکنفر هست که در پرده شب طــــرح لـبخند سپیدش پیداست
 
مثل لحظات خــــــوش کودکی ام  پر ز عــطر نفس شب بـو هاست
 
یــکنفرهست که چون چلچله ها روز و شب شیفته پـــــرواز است
 
توی چشمش چمنی ازاحساس تـــوی دستش سبدی آواز است
 
یــــکنفر هست که یادش هر روز چـــون گـلی توی دلــم می روید
 
آســمان ، بـــاد ، کـبوتـر ، بــاران قــــصه اش را به زمین می گوید
 
یــــــکنفر هســـت که از راه دراز بــــاز پیوسته مــرا مـــــی خواند
 
گـــاهگاهی به خـودم می گویم تــا ابــد تــوی دلــــــــم میماند

 




+ تاریخ پنجشنبه 31 مرداد1387زمان 13:29

.........______.................______.................______........


به قلمه:ممل
Image and video hosting by TinyPic



+ تاریخ پنجشنبه 31 مرداد1387زمان 13:22

.........______.................______.................______........


به قلمه:ممل
از شهر های خاطره می آیی
از باغ های عشق زیبایی نگاه تو          
دیریست بر یاس ها
باران روشنایی مهتاب است
بانوی مهربان بانوی سال های پریشان            
تشویش بیکرانه رنج کدام عشق
  در التهاب قلب تو مانده ست؟
ای خوب!
  با ما سخن بگوی!
این کیست
  شعر شکوفه های جوان را
 با جان بی قرار تو خوانده است  
   جانی که در قلمرو پائیز است
هربارپر بارتر ز پیش گل آورده ست.
بانوی خاطره!
 بانوی سال های شب درد!
آواز پر نوازش کدامین
 در عطر خوابگونه گیسویت خانه کرد
که اینگونه در صداقت آینه گلخنده بلند رهایی
 از صبح چشم های تو جاریست؟
با رنج، زیستن
با یاس ها زمانه زیبا را
 چون رود، عاشقانه سرودن
 این، این در سرشت توست
                  وینگونه به...



+ تاریخ پنجشنبه 31 مرداد1387زمان 13:18

.........______.................______.................______........


به قلمه:صبا جون جونی

با تو حکایتی دگر این دل ما بسر کند 

شب سیاه قصه را هوای تو سحر کند

باور ما نمی شود ، در سر ما نمی رود

از گذر سینه ما یار دگر گذر کند

شکوه بسی شنیده ام از دل درد کشیده ام

کور شوم جز تو اگر زمزمه ای دگر کنم

یاور یار ما تویی ، چاره کار ما تویی

گریه نمی کند اثر،

 

 مرگ مگر اثر کند ...

 




+ تاریخ چهارشنبه 30 مرداد1387زمان 15:2

.........______.................______.................______........